انتقال فشار را در کجا می‌توان یافت؟

یادداشت‌هایی از کتاب پنجمین فرمان

انتقال فشار را در کجا می‌توان یافت؟

انتقال فشار و مسئولیت را در زندگانی روزمره هر فرد، همچنین در سازمان‌ها می‌توان یافت. این ساختار زمانی که عوارض آشکار و مشهود مسائل به وسیله اعمال مقطعی حداقل برای مدتی رفع می‌شوند، حضور دارد.

مسئله افزایش تنش در اثر قبول مسئولیت بیش از ظرفیت و توان را در نظر بگیرید. ما سعی می‌کنیم با تردستی و لطایف الحیل کار را به انجام برسانیم و حاصل آن فعالیت‌های بی‌پایان است. باید پذیرفت که اگر حجم کار و مسئولیت بیش از توان ما بود (موردی که غالباً برای تمامی ما رخ می‌دهد)، تنها راه حل اساسی محدود کردن میزان پذیرش مسئولیت است. این راه حل شاید در وهله اول نامقبول به نظر برسد. زیرا امکانی را که در اثر کار زیاد برای پیشرفت حاصل آمده است از میان می‌برد یا از قدر و منزلت انسان می‌کاهد. در واقع باید انتخابی کرد و بر اساس اولویت‌ها تصمیمی گرفت. بسیاری از مردم قبول کار بیشتر را انتخاب می‌کنند و به ناچار برای زدودن تنش حاصله به عواملی چون الکل، مواد مخدر و یا اهرم‌های سالم‌تری نظیر ورزش یا روش‌های تمرکز ذهن (مدیتیشن) پناه می‌برند. البته چنین راه حل‌هایی کاملاً موقتی و مقطعی است. تنش بار دیگر با حجمی وسیع‌تر باز می‌گردد و این بار شخص عمیق‌تر در دام راه حل‌های مذکور می‌افتد.

اگر ساختار انتقال فشار مورد شناسایی قرار نگیرد و در جهت توقف آن اقدامی صورت نگیرد، فشارهای فزاینده و جانکاهی را که در جوامع امروز شاهد آنیم، به وجود می‌آورد. همین پویایی است که سبب افزایش وابستگی و نهایتاً اعتیاد در جوامع می‌گردد.

ساختار انتقال فشار غالباً در میان راه حل‌هایی که انتخاب می‌کنیم و به نظر می‌رسد کاملاً موثر هستند، پنهان است و زمانی چهره می‌گشاید و احساس ناخوشایندی را در ما ایجاد می‌کند که مسئله مجدداً بروز کرده است. مدیرانی که علی رغم تفویض اختیار همواره سایه سنگین خود را بر روی زیردستان حفظ می‌کنند در بطن فکر خود از راه حل‌های آغشته به ساختار انتقال فشار سود می‌برند. آنان فرصت واقعی برای رشد و کسب تجربه را به زیر دستان خود نمی‌دهند. وضع تعرفه‌های تجاری برای حمایت از فعالیت‌های اقتصادی نیز چنین است و وابستگی به این حمایت‌ها را تشدید می‌کند. کشورهای جهان سوم عموماً با موقعیت دشوار انتخاب بین کاستن از هزینه‌های جاری و میزان درآمدهای مالیاتی مواجه‌اند. آنها با استفاده از همین ساختار، برای جبران کسر بودجه خود اقدام به چاپ اسکناس می‌کنند که نتیجه‌ای جز تورم به بار نمی‌آورد. این اقدام خود سرآغاز چرخه تورم است به طوری که تورم جزئی جزئی از زندگی می‌گردد و نیازهای مالی دولت افزایش می‌یابد و در نتیجه کسری بودجه مزمن اجتناب ناپذیر می‌گردد.

ساختار انتقال فشار را می‌توان در برنامه‌های افزایش محصولات کشاورزی نیز مشاهده کرد. کشاورزان برای بهبود محصول خود از سموم شیمیایی دفع آفات، استفاده می‌کنند. این مواد حشرات مفید به حال زراعت را نیز از میان می‌برند و در نتیجه تعادل بیولوژیک را که کنترل آفات را ساده‌تر می‌نماید، بر هم می‌زنند. لذا زمینه را برای هجومی قوی‌تر از طرف آنها به مزارع مهیا می‌سازند

برگزاری کارگاه آموزشی تفکر سیستمی در جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران

برگزاری کارگاه آموزشی تفکر سیستمی

در جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران

.

کارگاه‌ آموزشی تفکر سیستمی طی سه روز برای اعضای هیئت علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران برگزار شد. در این کارگاه ضمن تشریح مبانی نظری، با مشارکت فعالانه شرکت کنندگان، تمرینات کاربردی در طی کلاس و متناسب با موضوعات ارائه شده انجام شد.

درباره تفکر سیستمی:

تحقیقات کتز در مورد مهارتهای موردنیاز مدیران در سازمانها، حاکی از این است که مدیران سطوح مختلف سازمانها به سه مهارت اصلی فنی، انسانی و ادراکی نیاز دارند. ولی میزان این مهارتها بویژه مهارتهای فنی و ادراکی در سطوح مختلف یکسان نیست. مدیران هر چه در سلسله مراتب سازمانی، رشد نموده و به جایگاه های عالی تر مدیریت دست می یابند، اهمیت مهارت فنی کمتر و اهمیت مهارت ادراکی بیشتر می شود.

تفکر سیستمی به عنوان یکی از مهمترین مولفه های مهارت ادراکی، بیش از همه، برای مدیران سطوح عالی سازمان کاربرد دارد. البته این به معنای عدم کاربرد و بی اهمیتی آن برای سایر سطوح نیست. همه افرادی که در سازمان ها مشغول تصمیم سازی یا تصمیم گیری و یا فعالیتهای مختلف اند، اعم از کارشناسان و مدیران، می‌بایست از این مهارت برخوردار باشند، چرا که اقدامات و تصمیمات محدود نگرانه و غیر سیستمی، آثار سوء خود بر کلیت سازمان و سیستم های مرتبط خواهد داشت.

... نگرش سيستمي چارچوبي منطقي و علمي ارائه مي دهد که با ساير نگرشها متفاوت است و اين تفاوت از چندبعدي بودن آن ناشي مي شود. لذا فردي که سيستم نگر است مي تواند به شناخت کامل تري از محيط خود دست يايد.

فردي که جهان بيني و نحوه تفکر خود را بر نگرش سيستمي استوار مي سازد نه تنها از يک بعدي بودن و قشري فکر کردن مبري است و از تعصب ناآگاهانه و يک سو نگري دوري ميجويد، بلکه با بررسي کامل درباره کليت يک موضوع و در نظر گرفتن کليه ارتباطات ممکن (در حد امکان) ميکوشد تا به شناخت کاملتري از موضوعات و سيستمهاي محيطي خويش دست يابد و در موقعيت شناخته شده اي وظايف خويش را انجام دهد.

ریشه بسیاری از مشکلات سازمانها و جوامع (بویژه در کشورهای جهان سوم) در عدم نگاه سیستمی به پدیده های مختلف می باشد. در این گونه سازمانها علل مختلف مشکلات و زنجیره ارتباطات و عوامل به درستی درک نشده و در نتیجه راهکارها و تصمیمات اغلب جزء نگرانه بوده و تنها بخشی از مسئله را مورد توجه قرار می دهد در چنین شرایطی ارائه راهکارها نه تنها موجب حل مشکلات نمی گردند بلکه باعث پیچیده تر شدن مشکلات، دوباره کاری و پراکنده کاری می شوند.

با رويكرد سيستمي، می بایست بخشها و اجزای سازمان در قالب یک سیستم کلی دیده شوند که این سیستم کلی بخشی از یک سیستم بزرگتر بوده و البته با سیستم های متعدد دیگر نیز در ارتباط و تاثیر و تاثرمتقابل است. واقعیت اين است که نقش سیستمها در موفقیت و ضعف یک سازمان بسیار مهمتر از عوامل دیگر است. یک سازمان یاسیستم خوب طراحی شده، پیچیدگی و ظرافت های خاص خودش را دارد، در این گونه سیستمها عضو منفعل یا عضوی که از بقیه اعضاء تاثیر نپذیرد یا در تعامل نباشد وجود نخواهد داشت. بقول معروف:

چو عضوی به درد آورد روزگاردگر عضوها را نماند قرار

#تفکر_سیستمی

#کارگاه_آموزشی

#کارگاه_آموزشی_تفکر_سیستمی

#آموزش_تفکرسیستمی